سه راه داستان نویس
  
 
 
مرداد 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1384

این قسمت از وبلاگ سه راه آرشیو داره حتما به اون مراجعه کنبد.
==============================================
به نام خدا
خداحافظ اصلاحات

========================================================
در مفهوم و هدف اصلاحات شکی نداریم اصلاحات کلمه ای نا آشنا نیست .

در تمام دنیا اصلاحات را می شناسند.اما امروز دیگر حتی رئیس جمهور اصلاحات نیز دیگر از روند اصلاحات راضی نیست.

و آنان که اصلاحات را در گرو نابودی دیدند امروز خود را پیرو آن می دانند در حالی که خود بر چرخ اصلاحات ضربه میزدند و از پنچر شدن آن مسرور میگشتند.

حضور چند نامزد اصلاحاتی پیروزی اصولگرایان را نیز همراه داشت چرا که این ضربه ای بود که خود بر خود زدیم و به قول معروف«خودمان کردیم که لعنت بر خودمان باد»

در حالی که خود میتوانستیم با وحدت بر یک نامزد اصلاحات را پیروز کنیم نه برای رسیدن به قدرت چرا که ریاست جمهوری برای اصلاحات قدرتی ندارد .

اما یکی از راه های پیروزی سلب قدرت از مخالفان است آنان که رأی ندادن را انتخاب کردند در اصل راحت ترین راه را برگزیدند و خود را از میدان کنار کشیده و به کناری نشستند .

غافل از اینکه اصلاحات شاید یک از محکمترین ضربات را از آنان خورد.

و تمام اینها یعنی شکست اصلاحات و شکست اصلاحات نیز یعنی خداحافظ جمهوری

باید در میدان بود نباید از مسیر اصلی دور افتاد آنان که امروز خود را اصلاح طلب می دانند ولی به آن کمک نمی کنند همان هایی هستند که دهخدا /ستارخان/باقرخان و .....را رها کردند.

چرا ساکت نشسته ایم و میگذاریم هر آنکس که منافع خود را در خطر و کلید حل مشکلات را در اصلاحات دید نقابی اصلاحاتی بزند و ما را فریب دهد؟

چرا می گذاریم که گنجی و لطفی و .......در زندان برای آزادی ما روز به روز رنجان تر شوند و ما در کمتر روزنامه کشوری شاهد تیتر بزرگی با نام های آنان باشیم؟

اگر آنان که در زندانند همگی بدانند که حقیقت را برای آنان فاش کرده اند که حتی از خود برای وحدت و پیروزی در انتخابات نیز مایه نمیگذارند دیگر هرگز برای اصلاحات و آزادی تلاش نمی کنند.

اما اگر چنین می پسندیم باشد همگی چشمانمان را میبندیم و فریاد می زنیم :
                                                                                                       خداحافظ اصلاحات
                                                                                                          
نوشته:سه راه


 
سه شنبه 31 خرداد ماه سال 1384

به نام خدا

میز گرد سه راه

========================================================
_ با سلام خدمت تمامی بینندگان شبکه جهانی سه راه بار دیگر در خدمت شما هستیم با یکی از سری برنامه های میز گرد سه راه و موضوع امروز مورد بررسی بعضی امور جاری در جامعه هست .

 

بدون اضافه گویی می رویم سراغ آقای الف :

موضوع بررسی:دانشگاه آزاد اسلامی

 

_ هدف از تشکیل دانشگاه آزاد چه بوده و آیا به این اهداف رسیده؟

هدف از تشکیل دا نشگاه آزاد بالا بردن سطح کیفی دانشگاههای کشورو...........

 

ببخشید که حرفتون رو قطع می کنم اما به علت کمبود وقت و زیاد بودن مهمانان لطفا کمی سریع تر و به صورت خلاصه به بیان مطلب بپردازید.

 

خوب به صورت خلاصه هدف از تشکیل دانشگاه آزاد این بوده که تمام جوانان مملکت مزه دانشجویی را بچشند و بیماریهای افسردگی ناشی از ورود نیافتن به دانشگاه کاهش پیدا کند و به طور کلی ما دانشگاهی رو فراهم آوردیم که دست رد به سینه هیچ کس نزنه.

 

_ خوب آیا به این اهداف رسیده؟

میشه گفت بله .

 

_ خوب یک آماری از این دانشگاهها برای ما بگین و همچنین مزایایی که برای سایر عوامل جامعه بوجود آورده؟

 بله ببینین ما اکنون 546565649151684 دانشگاه آزاد در سطح کشور داریم که با اساتید مجرب و پرسنل کاملا وارد به کارشون ادامه میدهند.

از مزایای این دانشگاهها افزایش رهن و کرایه خانه ها در شهرهایی که دانشگاه آزاد دارن و تبدیل بعضی روستاها به شهر برای مثال ما میبینیم که در شهری مثل دهدشت که مردم هنوز از چاه آب میخورن ما بادانشگاه آزادی که تشکیل دادیم باعث رشد 21% منطقه شدیم.

 

بله خوب یک میان برنامه ببینید برمی گرددیم با بخش جدید.

میان برنامه : سهم من و تو چیست از آب و خاکمان سهم من و تو ...............

 

بله با عرض سلام مجدد برنامه رو پی می گیریم .

می ریم سراغ آقای ب

موضوع بررسی : روند رشد صنعتی

 

_ آقای ب شما روند رشد صنعتی ما را چگونه می بینید و بفرمایید که تا کنون ما به به چه پیشرفتهایی رسیدیم؟

بله باید عرض کنم که از قبل از انقلاب تا کنون دشمنان این نظام ..................

 

کمی سریعتر لطفا

 

بله ما اکنون می توانیم صنعت رو به طور کلی به چهار دسته تقسیم کنیم :

صنعت دریایی

صنعت هوایی

ماشین سازی

صنعت فضایی

 

از لحاظ صنعت هوایی شما می بینید که ما بدون وابستگی به کشورهای دیگر به یک سری پیشرفتهای چشم گیری رسیدیم برای مثال اکنون جوانان با استعداد ایرانی به فناوری دست یافتن که به تنهایی می توانند پیچ هواپیما را ببندند این فناوری کمی نیست

 

آقا سرشو گل بگیر برو بعدی گندشو که در اومد

 

بله از لحاظ صنعت دریایی هم می بینیم که ما زیر دریایی های القدیر الفلان البله و ........... را ساختیم که  داریم بر روی زیر دریایی الخیلی التوپ کار میکنیم.

 

برای صنعت ماشین سازی شما می بینید که ما توانستیم خودرو سمند رو بسازیم که همه چیش کار خودمونه مگر : کولر و موتور و استارت و .................... که بر گرفته از قطعات پژو هست.

 

از لحاظ صنعت فضایی هم میبینیم که در حال طراحی ماهواره مصباح هستیم و امیدواریم که بعد از اتمام این ماهواره بتونه تا بالای پشتبوم بره و.................

 

آقای ب پس صنعت هسته ای ایران چی میشه؟

اونش به خودمون مربوطه درستش میکنیم.

 

ممنون از آقای ب یک میان برنامه ببینیم برمیگردیم.

میان برنامه:ای ایران ای مرز پرگوهر ای خاکت...................

 

بله همچنان با شما هستیم با میزگزد سه راه

در خدمت آقای ج هستیم

موضوع بررسی : راهها و مسکن کشور

 

آقای ج شما وضعیت خیابان ها و جاده ها رو چگونه می بینید؟

بله شما ببینین ما الان جاده هایی داریم که در سطح جهانی مطرحند و ما می تونیم اون ها رو در ردیف برترین را هها تلقی کنیم.

 

بله گزارشی همکارم از سطح شهر گرفته و مردم سوال های خودشون رو از شما پرسیدن که با هم میبینیم؟

_ با سلام خدمت آقای ج آقا این چه وضعیه این خیابون مارو بسکه کندن و پر کردن داغونه اصلا پای خر تو این خیابون خورد می شه چه برسه کمک فنر ماشین .

 

_ با سلام  آقا سطح فاضلاب های خیابون ما تا کمر منه آخه این چیه کجای دنیا اینجوره؟

 

(تصویر قطع میشه)

(موزیک و تصویر گل و گیاه)

 

بله با عرض پوزش از قطعی که پیش آمد

در خدمتتون هستیم با آقای د

موضوع بررسی : روند رشد اقتصادی

 

آقای د شما رشد اقتصادی رو چگونه ارزیابی میکنین؟

دقت کنین اکنون رشد 99.999999999999% اقتصاد نشون میده که ما به عنوان یک کشور در حال توسعه از اقتصاد بالایی بر خورداریم .

کاهش 1 ریالی قیمت دلار

ایجاد بیش از چهار مشاغل گوناگون

تماما نشان دهنده رشد اقتصادی ماست و خوب.....................

 

 

از شر و ور های شما خیلی ممنونیم

میریم سراغ آخرین مهمان برنامه آقای ه

موضوع بررسی : خودروهای فرسوده

 

(تصویر برفکی می شه )

(موزیک و تصویر گل و گیاه)

 

بله به علت کمی وقت و مشکلات فنی با شما خداحافظی می کنیم.

 

منتظر ما باشید .

با مهمانان تازه و شر و ور های تازه .

خداحافظ بینندگان عزیز .

 


 
سه شنبه 31 خرداد ماه سال 1384

تاریخچهای از مردان سه راهی
========================================================
گویند سه راه بن منور ادیبی بود بس تکنو و اهل گیم نت که زنی داشت بس نادان و این وی را بسیار غصه می داد و همین باعث شد که با سه راه الملک دختر ملک التجار سه راه ازدواج کند و بدین ترتیب دو شلواره گردد .

 

سه راه الملک دختری زیرک بود و به سرعت پی بر دو شلواره بودن سه راه بن منور برد پس بر آن برآمد که حریف را از میان بر دارد و با تمام اقتدار یکه و تنها در میدان بتازد .

 

روزی که سه راه هندزفری در گوش و در حال بریک داشت به خانه باز می گشت همسر خود (سه راه الملک )را بر در منزل دید پس سریع تمام وسایل آویزان بر خود را در آورده و به زیر دشداشه گذاشت. همسر جلو آمد و به او گفت : چه طوری محبوبم گویا بسیار خسته ای تا کنون کجا بودی ؟

سه راه پاسخ داد : مرا ببخش که بس درگیرم و به همین دلیل تاخیر کردم.

زن گفت : شنیده ام در ده بالا دست زنی وجود دارد بس نادان و کودن که چه مردان و چه زنان و چه کودکان بر او می خندند و همسری دارد که هر هفته فقط  یک بار به او سر می زند و دشداشه ای تنگ می پوشد که بر آن نوشته اند nike و همگان پشت سر وی غیبت می کنند و افسوس می خورند که بیچاره چقدر بد بخت است که چنین زنی دارد .

 

سه راه بر خود آمد و با خود گفت : ای داد بی داد . مردم پشت سر من غیبت می کنند و به من می گویند نادان؟!!

باید حسابم را با آن زن تصفیه کنم . مرا چه نیاز به زنی چنان کودن حال که زنی چنین زیبا و با کمال دارم.

 

پس مهر زن را تمام بر او داد و او را به خانه پدر فرستاد و به خیال خود دیگر راحت و خوشبخت شده بود ولی غافل از اینکه بد غفلتی کرده و تازه به اول بدبختی خود رسیده.

 

حال دیگر سه راه الملک که تنها سوار میدان بود سه راه را به طور کامل در اختیار داشت چنان که گویند هنگامی که سه راه تشنه می گشت خود را به هزاران رنگ در می آورد و خود کشی می کرد بر کف دست بلند مشد و هلکوپتری میرفت تا شاید سه راه الملک او را اجازه آب خوردن.

 

روزی سه راه از سر زمین به گیم نت رفت و تا نیمه شب آنجا سپری کرد وقتی بر خود آمد که ساعت از 2 نصف شب هم گذشته بود پس به سرعت سوویچ گاری و موبایل خود را بر داشت و به سوی گاری دوید که ناگهان شیخ گیم نت (که همگان او را حاج امینم میگفتند)فریاد بر آورد سه راه بر خانه که می روی این جوی استیک هم با خو ببر و ببین کار میکند چرا که شدید بر آن محتاجم .

 

سه راه هم به ناچار قبول کرد و جوی استیک را از ترس زت در شلوار نهاد.

 

چون به منزل رسید بر آن شد که خالی صحیحی ببندد تا از شر سه راه الملک آزاد گردد.

پس داخل شد و گفت:سلام عزیزم عزیزم سلام.................

سه راه الملک که خشمناک بود چنان فریادی بر آورد که گویند:قلب سه راه از سینه در آمد و پس از طی شرت و شلوار از پاچه خارج شد و بر زمین افتاد.

سه راه الملک گفت:تا کنون کجا بودی ای ابله اگر دوباره به آن گیم نت لعنتی رفته باشی می دانی که..........

سه راه که از ترس زنگش همانند پوست خربزه شده بود گفت: نه به جان مادرم.

خالد پس سلطان سه راه از سفر نیویورک باز گشته بود و برای زیارت قبولی ولیمه داده بود من هم به ناچار و اجبار ماندم وگرنه مرا که می شناسی بی تو هرگز آب هم نمی خورم .

پس سه راه الملک گفت چنین که می گویی دیگر سیری و هیچ نمی خواهی.

سه راه که از گشنگی دیگر روده کوچکش بر روده بزرگش بکسواد می کرد من ومنی کرد و گفت :نه نه سیر سیرم

سه راه الملگ گفت حیف شر چون غذا پیتزا بود و تو خیلی پیتزا دوست داری.

سه را چیزی نگفت و در حالی که بغض کرده بود به اتاق رفت .

 

در اتاق بر خود آمد و با خود گفت خاک بر سرت که انقد زن ذلیلی هنوز که هنوزه باید از ترس با شامپو بچه حمام کنی تازه شبها هم بعد از مسواک باد هه کنی تا سه راه الملک مطمئن شود که تو مسواک زدی ای...........تو قبرت  ای .............تو سرت ای........

 

پس به خود آمد و خشمگین از اتاق خارج شد و بر سفره نشست و اسلایسی از پیتزای زن را برداشت و به نیش کشید.

زن با غضب و تعجب به وی نگاه کرد و گفت : این چه کاری است مگر تو غذا نخورده ای؟

سه راه با طمانینه گفت: نـــــــــــه

زن گفت مگر ولیمه نبودی؟

سه راه گفت: نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

زن که خون جلوی چشمش را گرفته بود فریاد زد وگفت پس تا حالا کدام گوری بودی؟

سه راه گفت بنشین بینیم بابا حال نداریم صداتو بیار پایین من تا حالا گیم نت بودم چه می خواهی بکنی؟

زن که دیگر از شدت خشم زبانش بند آمده بود چمدانش را برداشت و به خانه پدر رفت و بار دیگر صحنه ای از اقتدار مردان سرزمین سه راه به نمایش در آمد.

 

سه راه نیز چنان که گویند دیگر بر خود همسری نگرفت و باقی عمر خویش را وقف گیم نت ها و کافی نت ها کردو پس از چندین سال تلاش در آخر به دلیل مصرف زیار اکس رهسپار دیار باقی شد و جسدش را در کنار مرادش گیم نت حاج امینم دفن کردند و به پاس زحماتش نام وی را بر گیم نت مرکزی نهاد ند .

 

یادش گرامی باد.

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 1021


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
اصلا حوصله ندارم.
از دخترا خوشم نمی یاد و اهل فحش و فیلم و... هم به هیچ وجه نیستم.
از بچگی قاطی بودم و با همه دعوا داشتم.
شوخی می کنم اما از آدمای لوس حالم بهم می خوره و از هر کسی هم که حالم بهم بخوره دلم میخواد کتکش بزنم.
رشته ریاضی می خونم و به نظرم پادشاه تمام رشته ها ریاضی هست.
شناسنامه کامل من...